
1. –آخه...
- دیگه آخه نداره!
2. طرف دارد از در خارج میشود.دوستی(نامزدی/همسری) صدایش میکند: جعفر ( یا قلی یا محسن یا بهزاد یا فروغ ...)
طرف برمیگردد (حالا یا میگوید "چی؟" یا نمیگوید) بعد اون دوست ساکت میشود و زیر لبی میگوید :هیچ چی.
3. طرف میخواهد یکی را تعقیب کند .عینک دودی میزند و سپر به سپر طرف (یا اگر پیادهاند در فاصله 30 سانتی او ) حرکت میکند. سوژه مورد نظر هم یک خنگ بالفطره است.
4. با هنرنمایی : امین حیایی
5. موقعیتهای هراسناک برای زنهای تنها باید در شبهای بارانی رخ بدهد.
6. آدمها برای بیدار شدن از کابوس حتماً باید نیممتر با صورت خیس از تختشان بپرند.(طوری که دو نیمتنهشان زاویه 90 درجه بسازد)
7.یک پسر بامرام عاشقپیشه که عقلش شیرین میزند و اواخر فیلم قابلیتهایش به همه اثبات میشود( یعنی همه مردان جوان سالم منگلاند؟!)
8.خانه دوبلکس و آقای خانه که با ربدشامبر برقبرقی و دستمال گردن ،دارد با لبخند از بالا به تازهوارد نگاه میکند( خداوکیلی این تصویر دیگر حالتان را بد نمیکند؟)
9. هندوانهها در آب حوض (اولین تصویری که برای القای حس صمیمیت و گرمی خانواده به ذهن هر آمیبی میرسد)
(میان برنامه
یکی از سریالهای رمضان -دیالوگهای پدر و دختری در اتومبیل:
دختر-نظرتون درباره شعر نو چیه؟
پدر- من به این شعرها میگم شعرهای هیچیندار.
دختر-نه منظورم شعر نیماییه
پدر- نه...نیما که خوبه
دختر-دیگه؟
پدر-سهراب و اخوان هم البته خوبن.
(نکته:پیدا کنید نام دو غایب احتمالی را؟ پیدا کنید دلیل وجود این سکانس را؟توضیح این که پدر اساساً پزشک است)
10. سروش صحت در نقش لوطی که خاطرخواه کسی است که بهاره رهنما نقشش را بازی میکند.
11. زن چایی میآورد و به مهمان(ان) میگوید: خب ...خیلی خوش اومدید.(خلاقترین فیلمنامهنویسان این جور مواقع مینویسند:"آفتاب از کدوم طرف در اومده؟")
12. حاجی و سید در کشاکش .یکی زخمی شده و اصرار میکند که " تو برو!" و از دیگری انکار که "من بدون تو جایی نمیرم" ( البته در اغلب موارد اون سالمه میرود و فرد زخمی در یک سری اقدامات ایثارگرانه دشمن را میترکاند)
13.نیروهای بعثی کلاً میخندند ( بعد هم در یک تغیر ناگهانی شخصیت به شکل جنونآمیزی عصبانی میشوند)
14." بازی دیگه تموم شد"( تا حالا چند نفرتان این دیالوگ را از زبان نیروی انتظامی واقعی شنیده یا اصلاً میتواند شنیدنش را از زبان یکی از این افسران محترم تصورش کند؟)
15. " من خودم رو هنرمند نمیدونم"
16. تمام عروسیها در حیاط خانه برگزار میشود( نه تالار،نه باغ،نه آپارتمان...فقط در حیاط یک خانه قدیمی نقلی)
17. دو نامزد جوان دنبال هم میکنند و مثل چت کردهها میخندند.(اوج خلاقیت برای نمایش خوشی عاشقان جوان)
18.وقتی کارگردان میخواهد نشان بدهد در ترسیم جهان دختران چقدر تبحر دارد یکی از دخترها به اون یکی میگوید:" خاک تو سرت"
(میان برنامه 2
یکی دیگر از سریالهای ماه مبارک.
پسر دیروقت از نزد دوستان نابابش که به او اکس دادهاند برمیگردد.
خانه تاریک است. مادر هم درطبقه دوم خانه دوبلکس منتظر. پسر وارد میشود. مادر میگوید: کجا بودی تا این وقت شب؟ چرا چشمات قرمزه؟
نکته: مادر برای تشخیص فوری قرمزی چشمان پسرش در تاریکی آن هم از فاصله 7 متری و ازطبقه بالا از هیچ نیروی متافیزیکی کمک نگرفته است. تشخیص او در سینمای ایران به شم مادرانه معروف است)
19. آدمهای تحصیل کرده و خوشپوش و جنتلمن یک ریگی به کفششان است ( بر عکس مردان سنتی صادق)
20.شریفینیا در نقش مردی که زیر سرش بلند است.
21.در خانوادههای قدیمی و قجری حتماً قتلی رخ میدهد.
22.در تیتراژ پایانی سریالها باید حتماً یکی یک چیزی بخواند( تو مایههای غم باشد مقبولتر است)
23.همه خارجیهایی که میخواهند فارسی حرف بزنند باید عین سفیر انگلیس در سریال امیرکبیر صحبت کنند.(اگر یادتان نیست توضیح میدهم: مثل فارسیزبانی که در حین خوردن سیبزمینی داغ ، بخواهد حرف بزند!)
24. شما بنویسید...
+ مرتبط:30 موقعیتی که بدون آنها هالیوود نمیدانست چه کار کند ۲۵. یکی از همین آرش ها گفت: وقتي با گفتن يه حرف به موقع به راحتي يه مسئلهاي حل ميشه يا حتي ميتونه اصلاً به وجود نياد اوني كه بايد حرف بزنه بيهيچ دليلي خفهخون ميگيره.
۲۶.وحید گفت: دختر یا زن جوانی که ناراحت است با یک دست بازوی دست دیگه رو مثل خمیر میماله! و البته قطره اشکی...
۲۷. دخترک گفت:هميشه وقتي صداي زنگ در بلند ميشه ( گاهي هم زنگ تلفن ) همه يه چند لحظه به هم نگاه ميكنن و يه نفر ميگه : يعني كي ميتونه باشه؟
۲۸. زیر خط آی تی گفت: زن تو یک اتقاق میخوابه ، مرد تو یک اتاق دیگه ، بچه هم یک جا دیگه !!
۲۹.ناتالی گفت:به نظرم از همه ی اینا جالبتر بینندههایی هستن که میگن خیییلی سریال قشنگیه!!
۳۰. محمد گفت: جواد هاشمي در نقش حاجي خوبه كه عصباني نميشه!
۳۱. ابی گفت :تمام پدر ها آقاجون هستن و تمام مادرها عزیز که با هم میشن (عزیز و آقا جون)
۳۲.الف میم گفت:به یارو یه چیز معمولی که توی داستان فیلم خیلی عجیب ئه می گن، یارو می گه : چیییییییییییییییییییییییییی
۳۳.شاحسین گفت :چمدون يا جعبه شيريني دست هنرپيشه هم خاليه و مثل پر كاه بالا و پايين ميره!
۳۴. Farbud گفت:دو تا خونوادهی داغون بیسواد کورکچل دارن با هم وصلت میکنن، بزرگ یکی از خونوادهها خیلی جدی سر یه موضوع خیلی بیربط، با لحنی که انگار سرسلسلهی خانوادهی سلطنتی موناکوئه، میگه: "ما تو خونوادهمون از این رسمها نداریم"
۳۵. اشکان گفت: پیرمردایی که همشون از بدبختی و صفر شروع کردن و الان وضعشون توپ آه!!!و همه بچه هاشون ناخلفن به جز کوچیکه!
۳۶.محمد گفت : آدم خوبا چايي ميخورن و آدم بدا قهوه!
۳۷. فواد گفت :دخترای خوشتیپ و مانتویی همیشه خلافکار و بدکاره، دخترای چادری و نمازخون همیشه قهرمان!
۳۸.شیدا گفت: در سریال های ماه مبارک رمضان تمامی هنرپیشه های خانم بدون هیچ مشکلی 30 روز را روزه می گیرند!
۴۰.محبوبه.میم گفت:بعد از شنیدن خبر مرگ عزیزی مبهوت می شوند ونگاهشان به جایی خیره می شود چون بازیگرانمان اشک ندارند.
۴۱.م.ایلنان گفت:هیچ کس به هیچ کس چیزی نمی گوید و داستان بر بال نادانی آدم ها پیش می رود که فیلم نامه نویس ما و البته کارگردان ما هنوز نفهمیده چه خاکی به سر خود وداستانش بریزد که اینقدر پلیس آخر کار بدیهیات را توضیح ندهد.
۴۲.میثاق گفت: قبل از وارد شدن به سکانس داخلی الزاماً باید تصویری از قرص ماه،بارش برف یا نمای خارجی باز از ساختمون نشان داده بشه.
۴۳.سوفیا گفت:یه دختر جوون کج و کوله که سین شین هم حرف می زنه هست (ترجیحا خونه شون هم قصره) که همه پسر ها و مردهای تا شعاع پونصد کیلومتری (از اون پسرهء یک تکه نان گرفته تا فرهاداصلانی) می خوان بگیرنش. یا چنین تمایلی دارن ولی خودشون هنوز خبر ندارن!
۴۴. حامد گفت:آب لوله کشی نجسه ! وضو فقط باید با آب حوض باشه. اگه در یه شب مهتابی باشه چهل برابر ثوابش بیشتره !
حقوق متنهاي نوشتهشده در اين وبلاگ براي نويسنده محفوظند.
قالب اين وبلاگ نيز توسط سايکو تهيه شده و حقوق مربوط به آن هم محفوظ است.