تبليغاتX
خواب بزرگ
سه شنبه 1385/09/28
کاپرو ؛ همه چیزی هنر است و هنر همه چیز

 

قانع نمی‌شود به افتتاح وبلاگی برای سروسامان دادن به این خروار نوشته و ترجمه که کپه شده‌اند بالای کتابخانه. آنقدر مطالبش را می‌گذارم اینجا تا از رو برود.

 پس طبق معمول ؛ آنچه در پی می‌آید ،‌مطلب مهرناز مصباح است در  دومین گالری مردم و جامعه  فقط می‌ماند این توضیح که با نگه داشتن موس روی هر تصویر توضیحات مفصلش را خواهید دید:

 

 

آلن کاپرو هنرمند معاصر امریکایی‌ست که در 1927 متولد شد و بهار 2006 درگذشت. وی که بخاطر خلق هنر و نظریه رخدادhappening ) (  به شهرت رسید کارش را با نقاشی به ویژه در سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی آغاز کرد و به تدریج با تلفیق نقاشی و کولاژ وچیدمان به مسیر دیگری افتاد . وی از شیء واحد هنری به سمت محیط سوق یافت که آغازگر فرم هنری جدیدی به نام رخداد بود . جکسون پولاک نقاش رنگهای قطره‌ای ، و جان کیج آهنگساز آوانگارد الهام بخش نخستین آثار رخداد وی و فرارفتن از مرزهای نقاشی سنتی بودند . کاپرا در مقاله‌ای تحت عنوان میراث جکسون پولاک که در 1956 در آرت نیوز چاپ شد ، نوشت: « تابلوهایش آنقدر بزرگند که دیگر نمی‌توان آنها را نقاشی نامید ، چون به محیط تبدیل شده‌اند . اینها آغازگر راه هنر جدیدی‌اند که در آن عمل بر نقاشی حکمرانی می‌کند . اشیاء از هرگونه که باشند ابزار هنر جدیدی هستند: رنگ ، صندلی ، غذا ، لامپ نئون ، دود ، آب ،‌جورابهای کهنه، سگ ، فیلم و هزاران چیز دیگر »


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 20:21 توسط سروش روحبخش
سه شنبه 1385/09/28
سومین شکستگی

سومین شکستگی استخوان طی یکسال اخیر...

اول بینی بعدش انگشت اشاره دست راست حالا هم کف پای راست.

بزودی عکسهای رادیولوژی ام برای خودش نمایشگاهی می شود!

 اورژانس... یخ...گچ...ویلچر ...عصا ...لگن و ۳۰ روز خانه نشینی؟  خب.چه بگویم ؟

 این هم لابد قصه ای خواهد داشت....

+ نوشته شده در 3:27 توسط سروش روحبخش
شنبه 1385/09/25
تمایلات
 

چیزی ار تمایلات وزیر کشور می دانید؟...

 چیزهایی هم  می گویند درباره نوار اصول گرایان. گویی حالا حالاها نوارشان را عوض نخواهند کرد.

 تعداد پروین های مشهور ایران هم  ظاهراْ دارد به دو تا می رسد ( علی پروین را حساب نکردم).

 

پ.ن: در این وبلاگ کدی نصب شده  که اگر کاربر تحریمی به آن مراجعه کند رایانه اش منفجر خواهد شد!

+ نوشته شده در 0:41 توسط سروش روحبخش
یکشنبه 1385/09/19
بهترین سالهای زندگی ما

 

خوابگرد چیزی نوشته درباره دانشکده صدا وسیما

 ... در خودم جمع می‌شوم ، بیرون سرد است و من یاد آن سالها می‌افتم ...یاد ساختمان سر عباس‌آباد ، یاد سالن سروش ، یاد چنارهای ولی‌عصر وقتی کلاس عصر را دودر می‌کردی و پیاده برمی‌گشتی خوابگاه و یاد عزیز خوابگاهمان . همان که قبلاً تابلو نداشت ؛ سر خیابان فاطمی بالای کفش ملی. ...یاد بهترین سالهای زندگی مان:

 

 

زمستان 82 است. ظهر بیدار می‌شوم. همه رفته‌اند : سجاد و رضا. می‌روم از سر خیابان ساندویچ آیدا می‌خرم و یک روزنامه همشهری . زمانی‌ست که همشهری لایی درمی‌آید به سردبیری قوچانی. همچنان که نهار/صبحانه می‌خورم روزنامه را ورق می‌زنم و مطالب خواندنی‌اش را جدا می‌کنم . بعد ول‌می‌گردم در راهرو . می‌دانم یک نفر دیگر هم هست که سر کلاس نرفته ، پیمان هنوز خواب است . هر وقت بیدارش می‌کنم صورت پف کرده‌اش را از لای بالش بیرون می‌کشد و سئوال همیشگی‌اش را می‌پرسد: « ساعت چنده ، حاجی؟» اونقدر نیست که بتواند خودش را به آخرین کلاسش حتی برساند. پس می‌نشینیم و تئوری‌های احمقانه شب قبل را پی می‌گیریم : دستگاه تخیلی ضبط خواب ، نظریه نظم موجود یا راههای برون‌فکنی کالبد اختری.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 21:52 توسط سروش روحبخش
پنجشنبه 1385/09/16
من که می‌دهم، شما چطور؟

 

محض رضای خدا اگر قرار است تا چند سال آینده در این مملکت بمانید، اگر قصد دارید همچنان در خیابان‌هایش بپلکید، اگر گذرتان به ادارات دولتی خواهد افتاد یا حتی فقط می‌خواهید در خانه بنشینید و از پنجره اتاق بیرون را تماشا کنید ، فرصت را از دست ندهید.

در این یک هفته باقی‌مانده با وسواس روزنامه بخوانید ، تکلیف خودتان را با عقاید سیاسی‌تان مشخص کنید، در مورد احزاب مورد علاقه ( یا مورد تنفر) تان تصمیم بگیرید، بعد دست در دست رفقا و آشنایان بروید پای آن صندوق کفن‌پوش کذایی...

تحریم؟! اوه ...تو را به خدا بس کنید ؛ ‌طی این چند سال هروقت چیزی را ( دسته بیل مثلاً) در پاچه‌ام احساس می‌کنم ، یاد شما می‌افتم. تحریم یک سازوکار مدنی است. برای نتیجه دادن بستری می‌خواهد ، اما و اگر دارد.

در برره اما شما فقط می توانید خودتان را تحریم ( مسخره؟) کنید.

دوستان محترم! رفقای خوب!

 بنشینید کمی به این چند سال گذشته فکر کنید و ایمان بیاورید که راه حلتان اوضاع را بهتر نکرده . از شورای شهر  چند سال پیش تا مجلس وباقی قضایا. بعد قبول کنید که سکوت شما فقط پوزخند رقبا و مخالفانتان را پهن‌تر خواهد کرد؛ آنها روی سکوت شما حساب می‌کنند.

 

 ***

 

ما که یک عمر است داده‌ایم ،‌  این بار هم می‌رویم و می‌دهیم .....این رای را!

 

+ نوشته شده در 16:12 توسط سروش روحبخش
پنجشنبه 1385/09/09
لوری: نقاش مردمان چوب‌کبریتی

بلاخره (مردم وجامعه ) هم درآمد، مهرناز آنجا صفحه ای دارد به اسم (گالری). نوشته زیر مطلب اولین صفحه اوست.

 

 

«برای اینکه انسان‌گرا باشی باید مردم را دوست بداری...برای اینکه انسان‌گرای بزرگی باشی باید از مردم فاصله بگیری»

 

 این جمله را شیلافل یکی از دوستان« لوری» گفته است. لارنس استفن لوری (1976-1887) نقاش انگلیسی و متولد منچستر است. بیشتر آثار او تصاویری الهام گرفته شده از سالفورد است؛ مکانی که بیش از 30 سال در آنجا زندگی کرد. لوری را بخاطر نقاشی نماهای زندگی اوایل قرن بیستم در مناطق صنعتی شمال انگلستان می‌شناسند. وی سبک ویژه‌ای در نقاشی داشت که اغلب مربوط به مناظر شهری مملو از چهره‌های انسانی ( مردمان چوب‌کبریتی ) است. البته مناظر مرموز و تهی از چهره‌های انسانی و همچنین پرتره‌های غمگین نیز در آثارش زیاد دیده می‌شود. پس از مرگش تابلوهایی از عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی در میان آثارش پیدا شد که پیش از آن خبری از آنها نبود . البته لوری در زمان حیات هیچ‌گاه آن‌چنان که شایسته بود درک نشد و اغلب اوقات به عنوان هنرمندی آماتور و ساده‌لوح او را می‌شناختند.


ادامه‌‌ي مطلب
+ نوشته شده در 12:55 توسط سروش روحبخش